21/07/2020
؟
راجع به اینکه چرا #فراموشی صورت میگیرد، #چهار نظریه وجود دارد؛
۱. نظریه محو یا نابودی (decay theory): طبق این نظریه، همان قسمتی از اطلاعات که طی زمان طولانی مورد استفاده قرار نگیرد با گذشت زمان محو و نابود میشود. درین نظریه دلیل محو یا نابودی اطلاعات، گذر «زمان» قبول گردیده است، یعنی فقط گذر زمان میتواند اطلاعات را محو و نابود سازد. لازم به یادآوری است که گذر زمان میتواند عامل نابودی اطلاعات در مرحله ۱ (ثبت حسی) و مرحله ۲ (حافظه کوتاهمدت) به حساب آید، اما در مورد حافظه درازمدت (مرحله ۳)، گذر زمان به تنهایی نمیتواند باعث نابودی یا محو اطلاعات ازین مرحله گردد (White, 2002). دلیل فراموشی در مرحله ۳ بیشتر تداخل اطلاعات مشابه است که مانع «به یاد آوردن» میشود.
۲. نظریه تداخل اطلاعات (Interference theory): برخلاف نظریه قبلی که گذر زمان را به تنهایی عامل فراموشی میداند، نظریه تداخل اطلاعات بیان میدارد که دلیل اینکه ما نمیتوانیم اطلاعات را بصورت دقیق به یاد بیاوریم، مداخله یا تداخل اطلاعات مشابه به آن است (Wickens, Born & Allen, 1963). هرگاه شما در مضمون تاریخ سال تولد، سال رسیدن به قدرت و سال وفات چند تن از پادشاهان را حفظ نموده باشید، پس از گذشت چند روز ممکن است سال تولد یکی را بجای سال وفات دیگری روی پارچه امتحان بنویسید. به نمونه دیگر توجه کنید؛ دو نفر از دوستان شما بنامهای احمد و حمید در خوابگاه دانشگاه بسر میبرند. شما دو روز قبل با احمد تماس گرفته و شماره اتاق وی را میپرسید؛ وی میگوید: ۳۴۲۸. روز بعد به حمید تماس گرفته و وی شماره اتاق اش را ۲۳۴۶ میگوید. امروز که میخواهید به خوابگاه دانشگاه رفته و به اتاق هر یک از آنها سری بزنید، در یاد آوردن شماره¬های اتاق مردد میشود و ممکن مخلوطی از ارقام مذکور در ذهن شما چالش ایجاد کند؛ به #شکل دقت نمایید.
هرچند نظریه تداخل اطلاعات به بسیاری از پرسشها در مورد فراموشی پاسخ میدهد، ولی با آنهم یگانه دلیل فراموشی نبوده و دلایل دیگری نیز درین زمینه وجود دارد مانند نظریه تحریف اطلاعات.
۳. نظریه تحریف یا نوسازی اطلاعات (Reconstruction theory): طبق این نظریه، اطلاعاتی را که در حافظه درازمدت ذخیره نمودهایم ممکن پس از مدتی آنرا بشکل اولی نه، بلکه بشکل تغییر یافته (تحریف شده یا نوسازی شده) دوباره بخاطر بیاوریم (Schachter, 1999). به اساس این نظریه، اطلاعات ذخیره شده در حافظه درازمدت از چندین عامل دیگر تأثیر پذیرفته و با گذشت زمان ممکن کاملاً دگرگون شود. تجارب و اطلاعات قبلی، باورها و توقعات فردی میتوانند اطلاعات را دچار تحریف و تغییر نمایند. نخست به شرح یک واقعه میپردازیم؛
خانمی در منزلش مورد تجاوز جنسی قرار گرفت. بعداً او در مورد مشخصات فرد متجاوز معلومات مشرحی را تهیه و در اختیار نیروهای بازرسی قرار داد. پولیس بر اساس توضیحاتی که از خانم مذکور دریافت نموده بود، فردی بنام دونالد تامسون (Donald Thompson) را بازداشت نمود. وقتی قضیه را با دقت بررسی نمودند، دریافتند که در همان دقایقی که تجاوز صورت گرفته، دونالد تامسون در حین اجرای یک برنامه "زنده" تلویزیونی بوده، و جالب اینکه، یکی از بیننده¬های برنامه آقای تامسون همین خانمی بوده که حالا وی را به تجاوز جنسی متهم نموده است. وقتی موضوع را از نظر عملی- روانشناسی بررسی نمودند، به این نتیجه رسیدند که حافظه خانم مذکور دستخوش تحریف شده؛ و از آنجایکه او در حین تماشای برنامه زنده آقای تامسون بوده و ناگهان مورد حمله متجاوز قرار گرفته، تصویر آقای تامسون بجای تصویر فرد متجاوز در حافظه وی ثبت گردیده و منجر به اتهام آقای تامسون گردیده است. نکته جالب دیگر اینکه، آقای دونالد تامسون یک روانشناس مشهوری بوده که در برنامه زنده تلویزیونی خویش همان لحظه در مورد حافظه صحبت مینموده است (تامسون، 1988).
در مورد تحریف حافظه پژوهشهای زیادی صورت گرفته که مشابه به یکی از آنها را ما درینجا بیان میکنیم؛
حال از شما میخواهیم تا این متن را خوانده و سپس به سوالات در مورد آن پاسخ دهید:
«فردی بنام ن. تعدادی از مدارک و اسناد محرمانه یک دفتر استخباراتی را دزدیده بود. پس ازینکه مأموران استخباراتی متوجه شدند به دنبال وی شتافتند تا اینکه خانه وی را محاصره نمودند. آقای ن. به امید اینکه مأموران نتوانند جرم وی را ثبوت نماید، تمام اسناد و مدارک مذکور را به تنور انداخت»
بدون اینکه دوباره به متن قبلی مراجعه کنید پاسخ دهید که آیا این جمله در متن مذکور موجود بود و یا خیر؟: «آقای ن. به امید اینکه مأموران نتوانند جرم وی را ثبوت نماید، تمام اسناد و مدارک مذکور را آتش زد»
ممکن پاسخ بسیاری از مخاطبین «بلی» باشد، حالانکه جملۀ مذکور در متن وجود نداشته است، و اصلاً از «آتش» نام گرفته نشده است، و تنور ممکن است کاملاً سرد بوده باشد؛ ولی از آنجایکه چنین توقعی از معنی داستان داشتیم، بناءً حافظۀ ما بجای تنور، آتش را در خود ثبت نموده است.
نمونۀ دیگر؛ این واژهها را فقط یکبار مطالعه نموده ولی از تکرار آن خودداری نمایید و سپس به سوالات مرتبط به آن پاسخ دهید:
«مربا – سیب – انار – آب میوه – انگور – عصارهگیر – پیاله – استراحت – تلویزیون»
حال بدون اینکه دوباره به واژهها رجوع کنید، پاسخ دهید که کدام یک ازین واژهها در میان واژههای قبلی حضور نداشته است: «میوه – انار – سیب – آب میوه – انگور – شیرین – پیاله – استراحت – تلویزیون»
حال واژههای که تصور میکنید در میان واژههای قبلی حضور نداشتند را یادداشت نمایید؛ و سپس برای اطمینان، دوباره به واژههای قبلی نظری بیندازید. از آنجایکه بسیاری از واژههای مذکور میوه و یا مرتبط به آن بود، بناءً ممکن است حافظۀ ما واژه «شیرین»، که وصف عمده تمام میوههاست، را به اشتباه در خود جای دهد، در حالیکه واژه مذکور در میان واژههای اولیه حضور نداشت. اصطلاح حافظه کاذب (false memory) زمانی استفاده میشود که چیزی اصلاً اتفاق نیفتیده باشد، حالانکه حافظه آنرا به عنوان واقعیت عینی در خود ذخیره نموده باشد. یکی از مصداقهای حافظه کاذب همین واژه «شیرین» است که در میان واژه¬های اولیه اصلاً حضور نداشته، ولی حافظه آنرا به عنوان «جان کلام» در خود جای داده است.
آنچه را تذکر دادیم به اساس شباهت با تحقیق Roediger & McDermott بود که در سال 2000 میلادی انجام شد. آنها درین تحقیق دریافتند که پنجاه درسد از اشتراک کنندگان دچار حافظه کاذب گردیده اند!
۴. نظریه انگیزشی (motivated forgetting): واپسرانی (repression) نمونهیی ازین نوع فراموشی میباشد. به اساس نظریه زیگموند فروید، واپسرانی از سازوکارهای دفاعی بوده که بصورت ناخودآگاه انجام میپذیرد و ما از آن آگاهی نداریم. برای توضیح خوبتر موضوع، خواستم آنرا به کمک مثالی شرح دهم. مثلاً، کودکی در سن هفت سالگی مورد آزار و اذیت جنسی قرار میگیرد؛ سپس خاطرات تلخ آن تا زمانیکه در ذهن خودآگاه کودک حضور دارد باعث رنجش و عذاب وی میگردد؛ و از آنجایکه خاطرات مذکور برای مغز خودآگاه ناخوشایند و آزار دهنده است، بناءً در یک روند خودبخودی خاطرات مذکور از ضمیر خودآگاه (هشیار) بسوی ضمیر ناخودآگاه (ناهشیار) واپس رانده میشود، بدون اینکه خود شخص از آن آگاه باشد. به اساس این نظریه، با آنکه خاطرات تلخ و ناخوشایند در ضمیر ناخودآگاه رانده شده است که شخص از آن آگاهی ندارد، اما این بدان معنا نیست که محتویات ضمیر ناخودآگاه روی رفتار و روان شخص بی تأثیر است. واپسرانی یک روند طبیعی بوده که بصورت ناخودآگاه انجام می پذیرد، و درین روند تعدادی از خاطرات یا اطلاعات را به نحوی فراموش میکنیم.
لازم به یادآوری است که واپسرانی از سرکوب (suppression) متفاوت است. سرکوب یک روند عمدی است که شخص بصورت قصدی و انتخابی توجه خود را از خاطرات یا اطلاعات آزار دهنده به خاطرات مورد پسند یا حداقل خنثی تغییر میدهد؛ مثلاً فردی که در مقابل والدینش مرتکب خطایی گردیده، هر وقتی به یاد آن می افتد، بصورت عمدی توجه اش را به مطلب دیگری که حداقل آزار دهنده نباشد، سوق میدارد.
.