دوکتور بهرالدین سروش

دوکتور بهرالدین  سروش متخصص داخله عمومی ، التراسونوگرافی و اندوسکوپی جهاز هضمی
(1)

قدر داکتران خود را بدانید!ما برای نجات جان‌ها ایستاده‌ایم، نه برای تحمل خشونت.بی‌نزاکتی و لت‌وکوب داکتر، زخم بر وجدان جا...
25/04/2026

قدر داکتران خود را بدانید!
ما برای نجات جان‌ها ایستاده‌ایم، نه برای تحمل خشونت.
بی‌نزاکتی و لت‌وکوب داکتر، زخم بر وجدان جامعه است.
در شفاخانه ولایتی تخار، داکتران ترینی با چاقو مورد حمله قرار گرفتند
این فقط یک حادثه نیست، یک هشدار جدی است.
امنیت داکتر، شرط درمان مریض است.
وقتی داکتر در ترس باشد، درمان هم آسیب می‌بیند
یادم نمی‌رود مریض قلبی که با رفت‌وآمد بی‌جا آرامشش گرفته شد
با وجود بهبود علایم، متأسفانه فوت کرد
بیایید حرمت داکتر و مریض را نگه داریم و به خشونت پایان دهیم.

سخنان زن‌ستیزانه، زخمی عمیق بر وجدان انسان است.زن فقط «نقش» نیست یک روح زنده با حق دانستن و شدن است.چگونه می‌توان نیمی ا...
14/04/2026

سخنان زن‌ستیزانه، زخمی عمیق بر وجدان انسان است.
زن فقط «نقش» نیست یک روح زنده با حق دانستن و شدن است.
چگونه می‌توان نیمی از جامعه را خاموش کرد و نامش را نظم گذاشت؟
مکتب چراغی است که تاریکی را می‌شکند، نه تهدید بلکه نجات است.
ترس از آموزش، ترس از بیداری ذهن‌هاست.
دینی که با «بخوان» آغاز شده چگونه می‌تواند بهانه‌ای برای نخواندن باشد؟
مادر بی‌سواد با قلبش تربیت می‌کند اما با دانش می‌تواند آینده بسازد.
سکوت در برابر این ظلم، صدای آن را بلندتر می‌کند.
زن اگر بیفتد، جامعه می‌شکند؛ اگر برخیزد، جامعه جان می‌گیرد.
دانش را نمی‌توان دفن کرد، نور همیشه راه خود را ادامه میدهد.

اسلام با علم زنده است و با جهل آسیب می‌بیند وقتی مکتب بسته می‌شود، یعنی آینده هم کم‌کم تاریک می‌شود.مثل این است که چراغ ...
29/03/2026

اسلام با علم زنده است و با جهل آسیب می‌بیند
وقتی مکتب بسته می‌شود، یعنی آینده هم کم‌کم تاریک می‌شود.
مثل این است که چراغ یک خانه را خاموش کنیمهمه‌چیز سخت‌تر دیده می‌شود.

دخترهایی که می‌خواستند داکتر یا معلم شوند، دیگر نمی‌توانند به آرزوهایشان نزدیک شوند.
مثل کودکی که می‌خواهد پرواز کند، اما بال‌هایش را ببندند.

کتاب‌ها هنوز هستند، اما کسی نیست آن‌ها را بخواند.
مثل این است که غذا آماده باشد، اما کسی اجازه خوردن نداشته باشد.

چشم‌هایی که پر از امید بود، حالا پر از سوال و ناراحتی شده.
مثل شاگردی که می‌خواهد درس بخواند، اما درِ صنف به رویش بسته است.

هیچ جامعه‌ای با بستن مکتب پیشرفت نکرده.
مثل زمینی که آب ندهی، هیچ‌وقت سبز نمی‌شود.

کودکی که درس نخواند، در آینده چه‌گونه کار کند و زندگی بسازد؟
مثل کسی که راه را بلد نیست و در تاریکی سرگردان می‌شود.

مکتب فقط یک ساختمان نیست، جای یاد گرفتن و بزرگ شدن است.
مثل خانه‌ای که در آن عقل و فکر انسان رشد می‌کند.

هر روزی که می‌گذرد، آرزوهای بیشتری از بین می‌رود.
مثل شمع‌هایی که یکی یکی خاموش شوند.

دختران هم حق دارند یاد بگیرند و موفق شوند.
مثل پسران، هیچ فرقی ندارند.

اگر علم را خاموش کنیم، تاریکی برای همه بیشتر می‌شود.
چون جامعه بدون علم، مثل شب بدون چراغ است.

21/03/2026

نوروز، پیام‌آور نو شدن و آغاز دوباره

جشن سال نو بر همه شما مبارک

نوروز فقط تغییر تقویم نیست، بلکه یادآور پاکی تازگی و امید است.
این روزهای زیبا به ما می‌آموزد که دل‌هایمان را از کینه پاک کنیم، مهربانی را تازه کنیم و با نگاهی نو به زندگی ادامه دهیم.

نوروز یک پیام مقدس دارد:
زندگی همیشه فرصت دوباره دادن است.

امیدوارم سال نو برای همه شما پر از سلامتی، آرامش، موفقیت و لحظه‌های خوش در کنار خانواده باشد

19/03/2026

عید آمده، ولی دل‌ها خوش نیست.
چی تبریک بگیم وقتی وطن هر روز خراب‌تر میشه
یک روز انگلیس و روس و امریکا، حالا هم پاکستان
بمباران و جنگ، مردم خسته و بی‌پناه
اقتصاد خراب، نان نیست، کار نیست
دخترها از درس محروم، آینده تاریک
نصف مردم آواره در ایران و پاکستان، بعضی هم در راه‌ها غرق شدند.
از آن طرف، بزرگان ما هم درس از تاریخ نمی‌گیرند
پر از ایگو، فکر می‌کنند فقط خودشان حق دارند
دین را هم گاهی ابزار می‌کنند برای قدرت

باز هم می‌گم عید مبارک
شاید یک روز واقعاً مبارک شود.

17/03/2026

چقدر بیچاره شدیم

وقتی به قدرت رسیدیم مردم را فراموش کردیم
همان مردم که ما را بالا برده بودند.روزی به نام جهاد ایستادیم
اما بعداً همان هدف‌ها را فروختیم.طیاره‌هایی که باید از وطن دفاع می‌کردبه دیگران داده شد و ما بی‌دفاع ماندیم.

امروز شفاخانه‌ای که جای درمان بود
بمباران شدو کسانی که می‌خواستند خوب شونددر میان دود و ترس ماندند.

چقدر سخت است وقتی هم از بیرون ضربه می‌خوریم
و هم از داخل خراب شده‌ایم.

ما افغان‌ها جهاد کردیم به امید آزادی
اما بازی‌های بزرگ‌تر جریان داشت و مردم عادی قربانی شدند

امروز که نگاه می‌کنیم می‌بینیم وطن ما بیشتر از همه خراب شد
و هنوز هم رنج می‌کشیم

این همان چیزی بود که می‌خواستیم
ثمره‌اش چه شد یکی مهاجر شد یکی در دریا غرق شد یکی زیر بمباران جان داد

و وقتی بزرگان به قدرت رسیدند به‌جای خدمت به فکر خود شدند هر کسی که نظر دیگر داشت خاموش شد .
این است نتیجه…….

15/02/2026

افغانستان نیز می‌تواند، اگر از تاریخ بیاموزد و راه خرد را پیش گیرد. این سرزمین با همه زخم‌های جنگ و مداخله هنوز ریشه‌دار و پابرجاست.
ملت افغانستان خسته شده است، و خستگی سرنوشت نیست.

یکی از بزرگ‌ترین موانع این راه، انتقام‌جویی، انحصارطلبی احزاب و دشمن دانستن افکار متفاوت است. تا زمانی که هر گروه خود را حق مطلق بداند و دیگران را حذف یا تحقیر کند، جامعه در چرخه درگیری و عقب‌ماندگی باقی می‌ماند.
کشور با حذف ساخته نمی‌شود، بلکه با تحمل، گفت‌وگو و پذیرش تفاوت‌ها به ثبات می‌رسد.

پیشرفت واقعی زمانی ممکن است که احترام به کرامت انسانی و احترام به همه اقشار جامعه اصل بنیادین باشد. هیچ ملتی با تبعیض، نفی انسانیت و نادیده گرفتن بخشی از مردم خود به عزت نرسیده است.
اگر به جای زور، اختلاف و احساسات مقطعی، بر عقل جمعی، آموزش، اقتصاد بومی و همبستگی ملی تمرکز شود راه تازه‌ای گشوده خواهد شد.

افغانستان منابع و نیروی انسانی دارد، آنچه کم است صبر آگاهانه و برنامه‌ریزی درازمدت است.
با ترجیح خرد بر خشم و منافع ملی بر منافع حزبی، این کشور نیز می‌تواند از رنج به توانمندی برسد و جایگاه شایسته خود را در جهان به دست آورد.

تا وقتی من زنده‌ام، تو هم زنده می‌مانیدر دل کوه‌های خاموش و برف‌گرفته، کودکی تنها ایستاده بود.نه راهی، نه پناهی، نه صدای...
27/01/2026

تا وقتی من زنده‌ام، تو هم زنده می‌مانی
در دل کوه‌های خاموش و برف‌گرفته، کودکی تنها ایستاده بود.
نه راهی، نه پناهی، نه صدایی برای کمک.
سرما آهسته، بی‌رحم و صبور، جانش را می‌دزدید.

و بعد، یک انسان رسید.
نه ناجی افسانه‌ای، فقط مهاجری خسته
که کودک را در آغوش گرفت
و به زبان مادرش پشتو گفت:
«نترس… تا وقتی من زنده‌ام، تو هم زنده می‌مانی.»

این فقط داستان نجات یک کودک نیست.
روایت شرمی است برای جهانی که کودکان را
در مسیرهای مرگ رها می‌کند.

او زنده ماند.
اما سؤال هنوز زنده است:
چند کودک دیگر، در همین برف‌ها،
بی‌آنکه کسی برسد، خاموش شدند

21/01/2026

ما مردمان بدی نیستیم.
اگر مردم افغانستان را با بسیاری از کشورهای دیگر مقایسه کنیم، می‌بینیم که با وجود همه‌ی مشکلات و رنج های طولانی مدت ویژگی‌هایی داریم که ما را متمایز می‌سازد.

مثلا از آن جمله مواردی که در بیرون میبینیم بارها دیده‌ایم که اگر از یک خارجی آدرس بپرسی، شاید نود درصدشان بگویند وقت ندارند یا بگویند مربوط‌شان نمی‌شود، اما اگر از یک افغان کمک بخواهی، نه‌تنها راهنمایی می‌کند، بلکه اگر لازم باشد خودش شما را تا همان آدرس می‌برد. در یک مورد معلومات میخواهی تلاش می‌کند از هر راهی برایت پیدا کند؛ چون برای انسان وقت می‌گذارد.

روزی در یک شفاخانه‌ی بزرگ که هر بخش آن جدا لفت دارد و شاید پیدا کردن هر لفت و بخش وقتی زیادی آدم را بگیرد شخصی معیوبی از من آدرس یک لفت را پرسید. فهمیدم که اگر فقط توضیح بدهم، شاید نتواند پیدا کند، پس او را تا همان‌جا همراهی کردم. وقتی پرسید اهل کجا هستم، گفتم از افغانستان زیبا. گفت:
«پس چرا می‌گویند افغان‌ها انسان‌های بدی هستند؟»
به او گفتم: نه، چنین نیست. ما مثل شما بزرگ نشدیم از بسیاری چیزها محروم بودیم: آزادی، امنیت، اقتصاد خوب، آرامش، شادی و صدها مورد دیگر، این‌ها را کم دیدیم یا اصلاً ندیدیم. گفتم مردم ما بد نیستند؛ شرایط سخت باعث شده که تعداد کمی از ما چنین به نظر برسند.
آن مرد گفت پیش از من از سه نفر دیگر نیز پرسیده بود، اما آدرس روشنی نیافته و سرگردان مانده بود.

من بارها دیده‌ام که اگر یک خارجی بار سنگینی داشته یک افغان بی‌درنگ کمکش کرده؛ یا مهمانی بوده و در جمع یک افغان بوده اجازه نداده حتی پول یک پیاله قهوه را دیگران دهد خودش دستش را به جیبش برده و با همان غیرت افغانی حساب را پرداخته است.

درست است که مردم کشورهای دیگر امروز در جایگاه بهتری نسبت به ما قرار دارند؛ یک نسل قربانی داده‌اند حالا آزادی، امنیت، اقتصاد خوب و آرامش دارند. ما که چندین نسل قربانی دادیم چرا هیچی نداریم؟ چرا تا امروز جوانان ما از راه کوه، جنگل و بحر خود را به کشورهای دیگر می‌رسانند؟ پاسخ روشن است: اقتصاد بد، رهبری‌های نادرست، و سوءاستفاده از مردم برای حفظ قدرت و موقف.

در کشوری که اقتصادش سقوط کند، مردمش هم زیر فشار خرد می‌شوند. وقتی شکم زن و فرزند گرسنه باشد، انسان حاضر می‌شود به کارهایی دست بزند که در شرایط عادی هرگز انجام نمی‌داد.

هیچ انسانی ذاتاً بد به دنیا نمی‌آید. هیچ‌کس از بطن مادر زشت متولد نمی‌شود. این شرایط سخت و دردناک است که انسان را زشت می‌سازد.

من مردم خاکم را انسان‌های خوب و مهربان می‌بینم. چون می‌دانم قلب‌های واقعاً مهربانی دارند. خشمی که در چهره و چشمانشان دیده می‌شود، درد روزگار است. اگر پشت این درد را ببینید انسان‌هایی بی‌بدیل‌ را پیدا میکنید.

این چیزی است که من می‌بینم.

نوشته: سمیرا شجاع♾️

29/12/2025

امروز دل آدم می‌سوزد…
زن افغان، سه طفل بی‌گناه، در غربت، در خاموشی.
نه جنگ بود، نه انفجار؛
فقط فقر، بی‌پناهی و بی‌صدایی.

این‌ها عدد نیستند، خبر نیستند؛
مادر بودند، طفل بودند، انسان بودند.

دنیا اگر گوش دارد، بشنود:
افغان فقط آمار مهاجرت نیست،
افغان دردِ زنده است.

خدایا،
به این مردمِ خسته
کمی امان بده…

Address

چهاراهی حاجی ایوب
Mazar-e Sharif

Telephone

+93788803363

Website

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when دوکتور بهرالدین سروش posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Contact The Practice

Send a message to دوکتور بهرالدین سروش:

Shortcuts

Share

Category