07/13/2026
دیروز برای اولین بار HYROX Pro کامل رو تجربه کردم.
با تمام ماهها تمرین، برنامهریزی و تلاشی که برای این روز گذاشته بودم، تست هایروکس دقیقاً اونطوری که تصور میکردم پیش نرفت.
چند هفتهای بود که با زانودرد درگیر بودم، اما دیروز در طول مسابقه درد خیلی شدیدتر شد. در راند سوم دویدن، درد به جایی رسید که حتی راه رفتن هم برایم سخت و دردناک بود. با پیشنهاد آنا rowing رو جایگزین دو کردم و تصمیم گرفتم ادامه بدم.
درد در بیشتر استیشنها همراهم بود و از نظر ذهنی هم لحظات سختی داشتم. لحظاتی که فکر کردم شاید نتونم نتیجهای که ماهها براش تلاش کردم رو ببینم.
اما یک چیز رو ازش مطمئن بودم، من برای تسلیم شدن اینجا نبودم.
و شاید بزرگترین درس دیروز همین بود…
ما ممکنه ماهها و سالها برای یک مسابقه، یک لحظه یا یک هدف تمرین کنیم، اما روز مسابقه همیشه همه چیز تحت کنترل ما نیست. گاهی یک اتفاق، یک درد یا یک شرایط غیرمنتظره باعث میشه نتونیم بهترین نسخه خودمون رو نشان بدیم.
اما این به معنی بیارزش بودن تمام تلاشهامون نیست.
چون ارزش واقعی فقط در رسیدن به هدف نیست؛ بلکه در تمام روزهایی است که تلاش کردیم، رشد کردیم و تبدیل شدیم به آدمی که امروز هستیم.
دیروز یاد گرفتم کمی با تامل بیشتر پیش برم و بیشتر قدر مسیر رو بدونم.
گاهی بزرگترین پیروزی، همان لحظهای است که تصمیم میگیری ادامه بدهی.
هدف مهمه… اما شخصی که در این مسیر میسازیم، مهمتره.