14/09/2024
سوءبرداشتهای مداوم درباره مشکلات خواندن، پیشرفت در تشخیص و درمان را کند کردهاند
American Psychological Association
Monitor of Psychology
نوشته: امیلی سون
تاریخ انتشار: ۱ سپتامبر ۲۰۲۴
۱۴ دقیقه برای مطالعه
جلد ۵۵ شماره ۶
نسخه چاپی: صفحه ۴۰
لینک دسترسی خبر
https://www.apa.org/monitor/2024/09/dyslexia-myths
ترجمه: علی جلالیان
نکات کلیدی
- هیچ ارتباطی بین نارساخوانی و بهره هوشی (IQ) وجود ندارد.
- پژوهشهای امیدوارکننده که تفاوتهای مغزی افراد مبتلا به نارساخوانی را نشان میدهند، ممکن است به آزمونها و درمانهای عینیتر منجر شوند.
- با مداخلات اولیه و مؤثر و در غیاب هرگونه ناتوانی دیگر، همه کودکان میتوانند خواندن را بیاموزند.
در زمانی که تیم اُدگارد (Tim Odegard) دانشآموز کلاس سوم بود و با یادگیری خواندن مشکل داشت، به والدینش گفته شد که نمره IQ او نشان میدهد که او برای داشتن نارساخوانی «بیش از حد احمق» است، یک ناتوانی یادگیری که توانایی رمزگشایی زبان نوشتاری را مختل میکند. در اوایل دهه ۱۹۸۰، نمرات IQ کودکان که در یادگیری خواندن مشکل داشتند، باید از سطح معینی بالاتر میبود تا متخصصان بتوانند نارساخوانی را تشخیص دهند. سایر کودکانی که در خواندن مشکل داشتند اغلب میشنیدند که به دلیل تنبلی یا کمهوشی نمیخوانند. اگرچه شواهد علمی زیادی از آن زمان به بعد این ایده که هوش ربطی به نارساخوانی دارد را رد کردهاند، این باور نادرست همچنان یکی از بسیاری از سوءبرداشتها درباره این اختلال است که پیشرفت در آموزش خواندن به کودکان را کند کرده است.
امروزه، مطالعات نشان میدهند که تا ۲۰ درصد از افراد در ایالات متحده دچار نارساخوانی هستند که این رقم تا ۹۰ درصد از ناتوانیهای یادگیری را شامل میشود (Shaywitz, S. E., et al., Current Opinion in Psychiatry, جلد ۳۴، شماره ۲، ۲۰۲۱). از طریق مطالعات مغزی، ژنتیک و استراتژیهای آموزشی، دانشمندان بهتر میتوانند علل مشکلات خواندن را درک کنند. با این حال، همچنان درباره بسیاری از جزئیات، از جمله نحوه تعریف نارساخوانی، نحوه تشخیص آن، و بهترین روش برای آموزش خواندن به افراد دارای مشکل، اختلاف نظر، بحث و سوءبرداشتها ادامه دارد. این اختلافات اغلب به ترکیبی از سیاست و علم مربوط میشوند.
با این حال، اجماعی در حال شکلگیری است که نارساخوانی بر سلامت روان تأثیر میگذارد، مداخلات میتوانند عزت نفس را افزایش دهند و روشهای مشخصی برای بهبود توانایی خواندن برای اکثر افراد وجود دارد (Georgiou, G. K., et al., گAnnals of Dyslexia, جلد ۷۴، شماره ۱، ۲۰۲۴).
اُدگارد، که اکنون روانشناس شناختی رشد و استاد روانشناسی در دانشگاه ایالتی تنسی مرکزی و سردبیر مجله Annals of Dyslexia است، میگوید: «ما در تلاش برای افزایش آگاهی و از بین بردن کلیشه منفی نارساخوانی پیشرفت زیادی کردهایم.» او نتیجه آزمون IQ کلاس سوم خود را پس از کسب مدرک دکترای خود فهمید. «با این حال، آن کلیشه منفی هنوز هم وجود دارد.»
پیامدهای زنجیرهای
در مقایسه با دهها هزار سال از تاریخ بشر، خواندن و نوشتن فناوریهای بسیار جدیدی هستند؛ این مهارتها تنها چند هزار سال پیش پدیدار شدهاند و برای بخش زیادی از جامعه، بهتازگی در دسترس قرار گرفتهاند. مغز ما برای شنیدن صداهای فردی گفتار تکامل نیافته است، و تنها درصد کوچکی از کودکان، شاید حدود ۵٪، با حمایت بسیار کمی یاد میگیرند که بخوانند. دانیل ویلیگام (Daniel Willingham)، دکترای روانشناسی از دانشگاه ویرجینیا، میگوید این دسته از دانشآموزان معمولاً دارای مهارتهای قوی زبان شفاهی و توانایی خوبی در تمایز بین صداها هستند، مثل تفاوت بین "Big" و "Pig".
بهترین روش برای آموزش خواندن به کودکان موضوع بحثهای چند دههای بوده است، که اغلب به عنوان «جنگهای خواندن» شناخته میشود. این بحث بهویژه برای کودکانی که دچار نارساخوانی هستند بسیار مهم است. نارساخوانی که در «راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی» (ویرایش پنجم) ذکر شده است، بهطور کلی بهعنوان نقصی در توانایی دقیق و روان کدگشایی کلمات چاپی، یعنی تبدیل آنها به گفتار، در نظر گرفته میشود. این ناتوانی اساساً نشاندهنده یک تنگنا در فرآیند پیوند میان سیستم بصری و سیستم زبانی است. کنت پوگ (Kenneth Pugh)، دکترای علوم اعصاب شناختی از مرکز مطالعات کودک ییل، میگوید: «من همیشه میگویم اگر هر کلمه تمام جان شما را بگیرد تا از صفحه بیرون بیاید، تا به انتهای جمله برسید، ابتدای آن را فراموش کردهاید.»
مطالعات نشان میدهند که نارساخوانی میتواند عواقب جدی برای سلامت روان داشته باشد. به عنوان مثال، اضطراب اجتماعی در دانشآموزان کلاس پنجمی که در سالهای دوم و سوم با مشکلات سوادآموزی مواجه بودند، نسبت به همسالانشان که این چالشها را نداشتند، بیشتر بود. این یافته از یک مطالعه در سال ۲۰۲۳ بر روی کودکان یونانی منتشر شد که در شماره ویژهای از «سالنامه نارساخوانی» در مورد نارساخوانی و سلامت روان به چاپ رسید (Kargiotidis, A., & Manolitsis, G., Annals of Dyslexia, Vol. 74, No. 1, 2024). همچنین، کودکانی که علاوه بر نارساخوانی، بیتوجهی یا بیشفعالی نیز داشتند، بهطور خاص در برابر اضطراب اجتماعی آسیبپذیرتر بودند (Annals of Dyslexia, Vol. 74, No. 1, 2024). نارساخوانی همچنین با افسردگی و کمبود عزتنفس مرتبط است.
این اختلال و پیامدهای آن میتواند بهشدت مسیر زندگی یک فرد را تحت تأثیر قرار دهد. کودکان با ناتوانیهای یادگیری معمولاً در دستاوردهای تحصیلی عقب میمانند و مشکلات اجتماعی-عاطفی ممکن است تا بزرگسالی ادامه یابد (Schwartz, A. E., et al., Journal of Policy Analysis and Management, Vol. 40, No. 2, 2021; Haft, S. L., et al., Journal of Learning Disabilities, Vol. 56, No. 3, 2023). به گفته گزارشی از JFA Associates، یک شرکت پژوهشی عدالت کیفری، نارساخوانی بهطور نامتناسبی در زندانها رایج است، به طوری که حدود ۷۰٪ از زندانیان در سطح کلاس چهارم یا پایینتر میخوانند.
کلیشهها و انگها نیز به چنین نتایج منفی دامن میزنند. در مرور سال ۲۰۲۳ که به بررسی نتایج روانشناختی و تحصیلی دانشآموزان با ناتوانیهای یادگیری، از جمله نارساخوانی، پرداخته بود، مشخص شد که انگ ناشی از برچسب «متفاوت بودن» فرد میتواند به روشهای مختلفی تأثیرگذار باشد. ممکن است دانشآموزان بهطور فیزیکی از همسالان خود در طول روز مدرسه جدا شوند. معلمان و والدین ممکن است انتظارات کمتری از آنها داشته باشند. و دانشآموزان ممکن است از سوی همکلاسیهای خود مورد آزار و اذیت قرار گیرند و باور کنند که مشکلی در آنها وجود دارد. بهطور کلی، این مرور نشان داد که انگ منجر به کاهش عزتنفس در کودکان با ناتوانیهای یادگیری میشود (Haft, S. L., et al., Journal of Learning Disabilities, Vol. 56, No. 3, 2023).
با این حال، نارساخوانی اغلب تشخیص داده نمیشود. در نمونهای شامل نزدیک به ۱۰ هزار دانشآموز کلاس چهارم در ایتالیا، تقریباً ۲ نفر از هر ۳ دانشآموز با این اختلال، تشخیص داده نشده بودند (Barbiero, C., et al., PLOS ONE, Vol. 14, No. 1, 2019). با وجود قوانین ایالتهای مختلف آمریکا که غربالگری، مداخله و خدمات مرتبط با نارساخوانی را مدیریت میکنند، دانشآموزان غیرسفیدپوست و کودکانی که به مدارس با جمعیت غالب غیرسفیدپوست میروند، کمتر از طریق برنامههای غربالگری نارساخوانی تشخیص داده میشوند. اُدگارد و همکارانش این موضوع را در تجزیه و تحلیل دادههای ۷,۹۴۷ دانشآموز کلاس دومی در ۱۲۶ مدرسه در آرکانزاس یافتهاند (Journal of Learning Disabilities, Vol. 53, No. 5, 2020). از سوی دیگر، دانشآموزانی که به مدارس با جمعیت غالب سفیدپوست میروند، دسترسی بیشتری به پشتیبانیهای خواندن دارند، بر اساس تحقیقی در بوستون که در مقالهای در «گزارش هچینگر»، یک نشریه آموزشی، منتشر شد.
مطالعات نشان میدهد این نابرابریها ممکن است شکافهای توانایی خواندن را تشدید کنند. بر اساس دادههای ۲۰۲۲ از «ارزیابی ملی پیشرفت آموزشی» (NAEP)، تنها ۳۳٪ از دانشآموزان کلاس چهارم و ۳۱٪ از دانشآموزان کلاس هشتم در سطوح شایستگی یا بالاتر در خواندن قرار دارند. سطح شایستگی برای دانشآموزان کلاس هشتم سفیدپوست ۳۸٪ بود، در حالی که این میزان برای همکلاسیهای سیاهپوستشان ۱۶٪ بود. برخی از این کودکان احتمالاً نارساخوانی یا دیگر اختلالات یادگیری دارند و از مداخلات اضافی بهرهمند خواهند شد.
تعامل میان مشکلات خواندن و عزتنفس میتواند پیامدهای زنجیرهواری داشته باشد که از دوران ابتدایی آغاز میشود، زمانی که مشکلات خواندن شروع به آشکار شدن میکنند. به گفته مارک سیدنبرگ (Mark Seidenberg)، دکترای علوم اعصاب شناختی و استاد روانشناسی که اخیراً از دانشگاه ویسکانسین-مدیسون بازنشسته شده است، «تا زمانی که به کلاسهای چهارم تا ششم میرسند، اگر هنوز شکست میخورند، انگیزه آنها برای ادامه کاهش مییابد و از یادگیری فاصله میگیرند.» سیدنبرگ که بیش از ۴۰ سال است به مطالعه زبان، خواندن و نارساخوانی پرداخته و دهها مقاله علمی در این زمینه منتشر کرده است، اضافه کرد: «عواقب ناتوانی در خواندن بسیار عظیم است.»
تشخیص زودهنگام نارساخوانی بسیار مهم است، زیرا این تشخیص میتواند تفاوت ایجاد کند که آیا یک دانشآموز واجد شرایط دریافت خدمات آموزشی مدرسهمحور برای بهبود مهارتهای خواندن است یا خیر. اما تشخیص نارساخوانی چالشبرانگیز است، زیرا هیچ آزمون قطعیای وجود ندارد که بتواند مشخص کند آیا فردی نارساخوانی دارد یا نه. مانند دیگر اشکال تنوع عصبی، این اختلال بر روی یک طیف رخ میدهد و تشخیصها معمولاً شامل ارزیابیهای غربالگری با نقاط قطع و ارزیابیهای ذهنی توسط ارزیابانی است که به مدلهای مختلف اختلال اعتماد متفاوتی دارند.
در عین حال، افسانههای نادرست همچنان مانع تشخیصهای دقیق میشوند. بهعنوان مثال، این باور که افراد با نارساخوانی حروف را وارونه میبینند، یک افسانه است که همچنان ادامه یافته و گسترش یافته است، به گفته مرکز نارساخوانی و خلاقیت ییل. همچنین، این باور که باید تفاوتی معنادار بین تواناییهای شناختی یک کودک و تواناییهای خواندن او وجود داشته باشد تا نارساخوانی تشخیص داده شود، همچنان پابرجاست، اگرچه این استاندارد که به عنوان «مدل اختلاف» شناخته میشود، اکنون رد شده است.
در جستجوی معیارهای عینیتر، برخی از پژوهشگران به مغز روی آوردهاند، جایی که مطالعات با استفاده از MRI و EEG الگوهایی را نشان میدهند که مغز افراد مبتلا به نارساخوانی را از مغز افراد غیرنارساخوان متمایز میکند. مدتهاست که دانشمندان میدانند مناطق متعددی از مغز در خواندن دخیل هستند. این مناطق که فرآیندهایی مانند گفتار و شناسایی اشیاء را تنظیم میکنند، عمدتاً در سمت چپ مغز قرار دارند، در مناطقی مانند نواحی پاریتوتemporal و اکسیپیتوتemporal. در افراد مبتلا به نارساخوانی، مطالعات نشان دادهاند که میزان ماده خاکستری کمتر و فعالیت مغزی کمتری در این مناطق وجود دارد. همچنین، مغز افراد نارساخوان الگوهای فعالسازی متفاوتی در مناطق مختلف حین خواندن نسبت به مغز افراد غیرنارساخوان نشان میدهد (Richlan, F., Frontiers in Psychology, Vol. 11, No. 155, 2020).
این الگوها به نظر میرسد در زبانها و سیستمهای نوشتاری مختلف ثابت باشند، که نشان میدهد برخی از نشانههای جهانی در نحوهای که مغز در یادگیری خواندن با مشکل مواجه میشود وجود دارد، به گفته پوگ. (اگرچه مطالعات تصویربرداری مغزی هنوز برای تشخیص قابل استفاده نیستند، گروه او و دیگران به دنبال تکنیکهای تحریک مغز هستند که ممکن است به نورونهای خاصی در کودکان مبتلا به نارساخوانی که بیشترین مشکل را دارند کمک کند.) «اگر شما بهطور معمول در حال رشد هستید، ارتباط خاصی بین نیمکره چپ، بهویژه بین قشر اکسیپیتوتemporal چپ و مناطق ورنیکه و بروکا [مناطق زبانی] برقرار میشود. این نواحی باید یکدیگر را تقویت کرده و ارتباط برقرار کنند.» او گفت: «در غیاب درمان، نارساخوانی اغلب با ناتوانی در دیدن این ارتباط همراه است.»
ژنتیک نیز نقشی در تعیین اینکه چه کسی دچار نارساخوانی میشود دارد. مطالعات دوقلوها و خانوادهها نشان میدهد که ژنها ۴۰٪ تا ۶۰٪ از خطر ابتلا به نارساخوانی را توضیح میدهند (Gialluisi, A., et al., Molecular Psychiatry, Vol. 26, No. 7, 2021). چندین ژن در این فرآیند دخیل هستند و مطالعات همچنان در حال بررسی مکانیسمها و نحوه تأثیر محیطهای خانه و مدرسه بر تأثیر این ژنها بر مغز هستند.
گروه ریچارد واگنر در دانشگاه ایالتی فلوریدا پیشنهاد داده است که به نارساخوانی بهعنوان یک طیف شدت نگاه شود و به این موضوع اذعان شود که نارساخوانی علل بسیاری دارد که ممکن است با یکدیگر تعامل داشته باشند (Journal of Learning Disabilities, Vol. 53, No. 5, 2020). اُدگارد میگوید: «بهجای اینکه فکر کنیم تستی برای نارساخوانی وجود دارد یا یک شاخص واحد، نارساخوانی یک مجموعه از عوامل خطر است، برخی از آنها مهارتهای زبانی شما هستند و برخی دیگر جنبههای محیطی هستند.»
از شما خوانندگان عزیز سپاسگزاریم که وقت ارزشمند خود را برای مطالعه این مطلب اختصاص دادید. امیدواریم که این نوشته برایتان مفید بوده باشد. اگر پیشنهاد، انتقاد یا نظری دارید، خوشحال میشویم که با ما در میان بگذارید. همچنین، اگر مطلب، خبر، کتاب یا مقالهای مد نظرتان است که دوست دارید بیشتر درباره آن صحبت شود یا بررسی کنیم، حتماً به ما اطلاع دهید. با تشکر از همراهی شما!
گردآورنده و مترجم و نویسنده: علی جلالیان
ژورنال کلاب روانشناسی PsyJC
https://t.me/PsyJC
٢۴ شهریور ١۴٠٣